كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

193

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

مىديدند . اما طبيعتا خيلى از افراد هم از اين راه‌حل دورى مىكردند . قبيله اوس و متحدين آن به هيچ‌وجه دوست نداشتند كسى از خزرج پست رياست را به عهده بگيرد ، طوائف كوچكتر خزرج هم زياد تمايل نداشتند ابن أبىّ به قدرت مطلق برسد . به همين دليل وقتى محمد ( ص ) آن شش مرد عرب را در حج سال 620 ملاقات كرد ، آنان تشخيص دادند كه رياست يك پيامبر خدا بر يثرب بسيار بىطرفانه‌تر از ابن أبىّ مىتواند باشد . آنها چندان از دعوت يكتاپرستى محمد ( ص ) متعجب نشده بودند ، زيرا مدت مديدى با يهوديان يثرب زندگى كرده و مىدانستند كه آنها خداى واحد را پرستيده و بت‌ها را چيزى در رديف جنّ و فرشته ، و نه بيش از آن ، قبول دارند . مدت مديدى بود كه آنها خود را عقب مانده‌تر از يهوديان احساس مىكردند ، زيرا به دليل نداشتن كتاب آسمانى به « مردم بىدانش » معروف گرديده بودند . 17 بنابراين ، نسبت به پيشنهاد محمد ( ص ) بسيار هيجان‌زده شده و خوشحال از اينكه او پيامبرى است كه كتاب ( قرآن ) را به زبان عربى براى آنان آورده است تسليم شدن خود را به خداى واحد با هزاران اميد براى يثرب اعلام داشتند : « ما قبائل خود را به خاطر جنگ و نفرتى كه به يكديگر مىورزند ترك كرده‌ايم . اجازه بده ما دين شما را به ميان آنها برده و آنان را دعوت نمائيم . اگر خدا آنان را متحد سازد پس مردى مقدس‌تر از تو وجود ندارد » . 18 آنها توافق كردند سال بعد مراجعه كرده و اخبار پيشرفت كار را بدهند . براى محمد ( ص ) بسيار مهم بود كه بتواند پيروان بيشترى در يثرب قبل از مهاجرت به آنجا پيدا نمايد . او پيش‌بينى هيچگونه مخالفتى از جانب يهوديان نمىكرد ، زيرا هميشه بر اين باور بود كه پيام او و آنها يكى است . اما اين شش مرد از طائفه‌هاى كوچك‌تر خزرج بودند . حال اگر محمد ( ص ) قصد يكپارچه نمودن يثرب را داشت ، آنها بايد گروهى از اهالى اوس را نيز به اسلام دعوت مىكردند . چند سالى بود كه دعوت اسلام در ركود به سر مىبرد ، اما گوئى اوضاع رو به بهبود مىرفت . در اين سال محمد ( ص ) تغييراتى نيز در زندگى شخصى خود به وجود آورد . او به همسرى در كنار خود نياز داشت . پيشنهاد شد كه با سوده ، دختر عمو و عروس سهيل ، رئيس طائفه عامر ، ازدواج نمايد . سوده و شوهرش سكران